تبلیغات
طراحی گرافیک و مشاور تبلیغات پاراکس - بازاریابی عصبی
پاراکس کلوب
آخرین مطالب ارسالی
Latest Submissions
ابر برچسب
Tag cloud
اطلاعات
Information
لینک دوستان
Links
نوروماركتینگ یعنی بازاریابی مبتنی بر پردازش عصبی مردم. به عبارت ساده، به جای نظرسنجی مستقیم از مردم، نظر ذهنی آن‌ها با استفاده از EEG (نوار مغز) یا اسكن عملكردی FMRI ارزیابی می‌شود. نوروماركتینگ در واقع حاصل تركیب دو دانش بازاریابی و علم عصب‌شناسی یا نوروساینس است. این دانش نوظهور تركیبی، به صاحبان صنایع نشان می‌دهد كه واقعاً چه چیزی در ذهن خریداران می‌گذرد.ممكن است نوروماركتینگ را خنده‌دار یا عجیب و غریب، تصور كنید، اما چه بخواهید و چه نخواهید این دانش دیگر جزیی از جامعه مدرن مصرف‌كنندگان شده است.اصولاً زمانی بازاریاب‌ها به فكر ابداع نوروماركتینگ افتادند كه متوجه یك اشكال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند. آن چیزی كه مردم می‌گویند با آن چیزی كه واقعاً در ذهنشان می‌گذرد، تفاوت دارد. بسیاری از اوقات مردم آن چیزی را به زبان می‌آورند كه تصور می‌كنند دیگران انتظار شنیدنش را دارند. در واقع مشكل اساسی این است كه بسیاری از فرآیندهای تصمیم‌گیری در سطح ناخودآگاه ذهن اتفاق می‌افتند، نه در سطح خودآگاه. هدف اصلی نوروماركتینگ هم این است كه این اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج كند. بنابراین در نوروماركتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌شود، بلكه اطلاعات مستقیماً بیرون كشیده می‌شوند.بازاریابی عصبی به ما كمك می‌كند كه رفتار مشتریان را درك كنیم. چرا زن‌ها فیلم‌‌های علمی- تخیلی را دوست ندارند؟ چرا مردها ماشین‌‌های اسپورت را می‌پسندند؟ علم اعصاب با آزمایش روان شناس ایتالیایی آنچلو موسو تجلی یافته است. فرد مورد آزمایش روی یك الاكلنگ طوری دراز كشیده بود كه با سنگین شدن سر یا پا به یك طرف متمایل می‌شد. وقتی كه فرد با یك فعالیت ذهنی یا احساسی مواجه بود در نتیجه توزیع مجدد خون در بدن، تعادل به سمت سر از دست می‌رفت.بیش از یك دهه است كه دانشمندان علم اقتصاد مبتنی بر عصب‌شناسی در پی یافتن حوادثی هستند كه در مغزهای ما در هنگام تصمیم‌گیری‌های اقتصادی رخ می‌دهند. در این راه، fMRI كه نوع مخصوصی از MRI است، به آن‌ها بسیار كمك كرده است، fMRI می‌تواند با نشان دادن شدت جریان خون در مناطق مختلف مغز، فعالیت آن‌ها را به دانشمندان نشان دهد. معلوم شده است كه تصمیم‌گیری‌ها بیش از آنكه عقلانی و بر پایه استدلال باشند، احساسی هستند و حتی تصمیم‌گیری‌های عقلانی هم بدون كمك جنبه‌های احساسی، هیچ‌گاه، مجال عملی شدن پیدا نمی‌كنند. در واقع این احساسات هستند كه باعث علاقه‌مندی‌ما به یك برند خاص می‌شوند. بازاریابی عصبی، عرصه‌ای جدید در تحقیقات بازاریابی می‌باشد كه به مطالعه و بررسی پاسخ مؤثر، آگاهانه و حسی-حركتی مصرف‌كنندگان (مشتریان) به محرك‌های ایجاد شده توسط ابزارهای بازاریابی می‌پردازد. محققان از تكنولوژی‌‌هایی مانند FMRI (تكنولوژی عكسبرداری با تشدید مغناطیسی تابعی) استفاده می‌كنند تا تغییرات فعالیتی بخش‌هایی از مغز مشتریان را مشخص كنند و هم‌چنین ازEEG (تكنولوژی الكتروانسفالوگرافی) و sst(تكنولوژی حالت ثابت) استفاده می‌كنند تا فعالیت در طیف ناحیه‌ای خاص از واكنش مغز را سنجش كنند و از سنسورهای مخصوصی استفاده می‌كنند تا این‌كه درك كنند كه چرا مصرف‌كنندگان (مشتریان) هنگام خرید، تصمیم خاصی را می‌گیرند و این‌كه كدام قسمت از مغز به آن‌ها می‌گوید كه كار خاصی را انجام دهند. 
جای شكی وجود ندارد كه در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها عامل منطق دخالت دارد، ولی تحقیقات نشان می‌دهد كه ضمیر ناخود‌آگاه و عوامل احساسی نیز در تصمیمات ما نقش مهمی دارند. با توجه به این جنبه مهم در تصمیم‌گیری می‌توانیم تبلیغات بهتری بسازیم و عملیات بازاریابی مؤثرتری را انجام دهیم. از افرادی كه محصول خاصی را از سوپرماركت می‌خرند مصاحبه شده و دلیل آن خرید خاص پرسیده شده و در بسیاری از موارد هیچ دلیل قانع‌كننده‌ای برای این كار وجود ندارد.



طبقه بندی: آموزش، 
تاریخ ارسال : یکشنبه 26 مرداد 1393  -  نویسنده : هادی محمدی -   نظرات ()