منوی اصلی
طراحی گرافیک و مشاور تبلیغات پاراکس
  • هادی محمدی چهارشنبه 14 مرداد 1394 07:01 ق.ظ نظرات ()

    اگر برنامه تبلیغاتی کسب و کارتان جدی است، پیشنهاد می کنم با افرادی همکاری کنید که ایده های نو و متفاوتی برای شمــــا در ذهن خود دارند. 

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 مرداد 1394 10:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی چهارشنبه 6 خرداد 1394 09:28 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 خرداد 1394 09:51 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی چهارشنبه 20 اسفند 1393 01:14 ب.ظ نظرات ()

    اولین قدم برای تهیه آگهی جمع آوری اطلاعات لازم برای نوشتن متن آگهی است. اطلاعاتی که تهیه کننده آگهی باید در مورد کالا کسب نماید با پاسخ دادن به هفت پرسش زیر می توان کسب نمود:

    ۱) چه لوازم و مواد و عواملی در جنس به کار رفته است؟

    ۲) به چه خوبی ساخته شده است؟

    ۳) چه استفاده ای دارد؟

    ۴) چگونه با کالای رقبا مقایسه می شود؟

    ۵) وسیله شناسایی کالا در فروشگاه چیست؟

    ۶) قیمت کالا چقدر است؟

    ۷) حقایق مهم درباره خریداران احتمالی؟.

    دومین قدم کسب اطلاعاتی درباره مصرف کنندگان کالای مورد نظر است. تهیه کننده آگهی می تواند با پاسخ به چهار پرسش زیر ، اطلاعاتی در مورد مصرف کننده کسب نماید:

    ۱) جنس آیا به وسیله مردان- زنان یا هر دو مصرف می شود؟

    ۲) چه سنینی بیشتر مصرف می کنند؟

    ۳)درآمد مصرف کننده جنس در چه حدود است؟

    ۴) چه کسانی در تصمیم خرید نفوذ دارند؟

    گام سوم در تهیه آگهی این است که تهیه کننده آگهی به محل سکونت افراد مورد نظر خود توجه کند؛ زیرا محلی که افراد در آن سکونت دارند در طرز زندگی آنها و مصرف جنس مورد آگهی موثر می باشد.

    گام چهار در تهیه آگهی تبلیغاتی، تحلیل اطلاعات جمع آوری شده در مراحل قبلی است؛ پس از آنکه تهیه کننده آگهی تمام حقایقی را که به آن احتیاج دارد جمع آوری نمود و در دسترس او قرار گرفت، آن وقت وظیفه او این است که ببیند از بین اطلاعات جمع آوری شده از چه نکات مهم و موثری برای استفاده در آگهی و فروش جنس می تواند استفاده نماید.

    پس از اینکه تصمیم گرفته شد از چه موضوعی در تبلیغ باید استفاده گردد نوبت به آن می رسد که مشخص کنیم پیام و منبع پیام باید دارای چه ویژگیهایی باشد. منبع پیام به طور خلاصه باید ویژگیهای زیر را دارا باشند:

    ۱) اعتبار منبع

    ۲) جذابیت فیزیکی و ظاهری

    ۳) مورد علاقه مخاطب بودن

    ۴) معنادار بودن منبع.

    گام بعدی در تهیه آگهی تبلیغاتی استفاده از جاذبه های تبلیغاتی در پیام تبلیغی است؛ هر پیام تبلیغاتی برای اینکه بتواند مخاطب را به سوی محتوای پیام خود جلب کند، از یک نوع جاذبه استفاده می کند. متداولترین جاذبه هایی که در پیامهای تبلیغاتی مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:

      جاذبه منطقی:

    در جاذبه منطقی به طور مشخص و صریح مزایای کالا، خود کالا، ویژگیهای آن و عنوان می گردد و از پرداختن به مسایل و موضوعهای حاشیه ای خودداری میشود. پیامهایی که کیفیت، صرفه جویی، فایده و کاربرد کالا را نشان می دهد از جمله پیام هایی است که در آنها از جاذبه های منطقی استفاده شده است.

      جاذبه خنده و طنز:

    تبلیغاتی که با محتوای خنده ارایه می شود، در زمره تبلیغاتی است که بهتر از همه شهرت یافته و در بین تبلیغاتی که به نمایش در می آید بیشتر از بقیه به یاد می ماند و در مورد آن صحبت می شود. در بهره گیری از جاذبه خنده و طنز در تهیه آگهی باید باید و نبایدهای را در نظر گرفت؛ از دیدگاه چوین کارشناس تبلیغ بایدها و نبایدهای تبلیغ با جاذبه طنز به شرح زیر است :

    الف) بایدها:

    ۱) مطالب طنز یا خنده آور باید مرتبط با کالا باشد.

    ۲) در اوایل تبلیغ مخاطب را با طنز آشنا کنید و بعد اگر می توانید از آن خارج کنید.

    ۳) از طنز یا مطالب خنده آور برای بیان نقاط قوت کالا استفاده کنید.

    ۴) تبلیغ باید ملیح باشد نه مسخره.

    ۵) مطالب طنز یا خنده آور باید ساده و همه فهم باشد.

    ۶) پیام خنده و پیام تبلیغ باید یکپارچه باشد.

    ب) نباید ها:

    ۱) در تبلیغ، جک یا لطیفه تعریف نکنید چون خیلی سریع بی مزه می شود.

    ۲) هیچ گاه کالا را به تمسخر و خنده نگیرید.

    ۳) از پایان بندیهایی که موجب تعجب مخاطب می شود، پرهیز کنید چون این اتفاق فقط یک بار شیرین است و دفعات بعد برای مخاطب برای ماجرا معلوم می شود.

    ۴) مطلب طنز یا خنده آور نباید چندان سخت باشد که مخاطب نتواند به راحتی آن را درک کند.

    ۵) مطلب طنز یا خنده آور نباید کالا را تحت الشعاع قرار دهد.

    ۶) هر کجا که نمی دانید باید از چه جاذبه و یا تیزری استفاده کنید، سریع سراغ تبلیغ طنزآلود و خنده آور نروید.

      جاذبه ترس:

    بازاریابان برخی از مواقع، در پیامهای تبلیغاتی از جاذبه ترس استفاده می کنند تا از این طریق در مخاطب نگرانی به وجود آورند و آنها را تحریک به انجام یا عدم انجام کاری کنند. امروزه مطالعات نشان داده است که پیامهای ترس آور می تواند اثربخش باشد مشروط بر این که کارشناس تبلیغ بداند ترس چگونه عمل می کند. کارشناس تبلیغ قبل از استفاده از تبلیغ با جاذبه ترس باید از نحوه عمل این نوع تبلیغ، میزان استفاده از آن و واکنشهای متفاوت مخاطبان نسبت به آن اطلاع حاصل کند. همچنین در تبلیغ با محتوای ترس هنگامی که در پیام، توصیه های خاص و یا اقدامهای ویژه ای برای فرد ارایه می شود به بهترین نحو تاثیر می گذارد.

    برای اینکه تبلیغ با محتوای ترس، اثربخش گردد، پیام تبلیغ باید یک یا چند مورد از انواع اطلاعات زیر را در برگیرد. این اطلاعات به قرار زیر است:

    ۱) دستورالعمل و توصیه های خاص در خصوص این که چگونه باید با موضوع ترس آور روبه رو شده و یا آن را کاهش داد.

    ۲) عنوان شود که چگونه رعایت اصول مزبور مشکل را حل خواهد کرد.

    ۳) از ارایه پیامهای به شدت ترس آور خودداری شود؛ زیر ترس بالا در مخاطب نتیجه منفی مغایر با آنچه مورد نظرارایه کننده پیام است می گذارد.

    ۴) به مخاطبانی که از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و یا عزت نفس کمی دارند، پیامهای بسیار رعب آور نباید ارایه شود.

    ۵) مشکل باید به سرعت در تبلیغ حل شود تا نگرانی مخاطب سریع کاهش یابد.

      جاذبه اخلاقی:

    این نوع جاذبه بر تشخیص مخاطبان درباره درست یا غلط بودن چیزی تکیه می کند. از جاذبه اخلاقی وقتی استفاده می شود که هدف، وادار کردن مردم به حمایت و طرفداری از پاره ای از مسایل اجتماعی است.

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 اسفند 1393 01:26 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی چهارشنبه 12 آذر 1393 10:56 ب.ظ نظرات ()
    پشت تفکر ارزشمند شما یکسری احساسات بسیار قوی نهفته است که اگر آنها را در یک ردیف و در جلوی افکارتان قرار دهید، در کمترین زمان می توانید موفق شوید. 
    کاری به تفکرتان ندارم، هر آنچه دوست دارید فکر کنید. اما کشف احساسات و در نتیجه شیوه ی صحیح بکار بردن آنها می تواند در هر زمینه ای بسیار قدرتمند و مفید واقع شود. 

    هادی محمدی 

    پیام سبز پاراکس 6
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 آذر 1393 12:03 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی سه شنبه 15 مهر 1393 04:49 ق.ظ نظرات ()
      

    زبان بصری بی جان پوستر هشتمین جشنواره انار !

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه‌ی دست اندرکاران برنامه هشمین فستیوال انار بادرود، بویژه کمیته ی تبلیغات و اطلاع رسانی این جشنواره

    در خصوص تفسیر و بررسی نکات مهم شعار و پوستر برگزیده ی جشنواره چند دقیقه ای را در خدمت شما هستم.  نکته ی مهمی را که همان ابتدا باید عرض کنم این است که؛ هدف این نیست که شخصیت خاصی را اعم از طراح، مشاور یا دیگران (حقیقی و حقوقی) را نقد کنم، بلکه با هنر گرافیک یا به عبارتی با پوستر گپ و گفت دوستانه ای دارم. امید است این نوشته های تجربی و علمی که در ادامه صحبت خواهیم کرد، در سالهای آینده برای عزیزان هنرمند، مفید واقع شود.


    مقدمه:

    پوسترها معمولا در دو اندازه و به صورت عمودی چاپ میشوند. یکی در اندازه ی 70*50 و دیگری در اندازی 100*70. پوستر بیشتر در زمینه تبلیغات بکار برده میشود و هدف خاصی را دنبال میکند. پوستر در عین سادگی باید رمز و پیام مهمی را در وجودش داشته باشد تا مخاطب بتواند حداقل 15 ثانیه بر روی آن تامل کند چرا که پوستر علاوه بر اینکه باید تاثیر گذار باشد، باید ماندگار هم باشد! اگر در بطن پوستر رمزی وجود نداشته باشد، بیننده خیلی راحت در کمتر از 15 ثانیه منظور و هدف پوستر را میفهمد و در نهایت ماندگاری اثر خیلی کم خواهد بود و زود فراموش می شود. اگر بخواهیم پوستر جشنواره را از این منظر بررسی کنیم، هیچ رمز و پیامی را در آن  مشاهده نمیکنیم !


    کمی تخصصی تر:

    سه عامل در طراحی پوستر مهم هستند: 1- رنگها 2- تصاویر 3- محتوا و فونت . رنگ ها را به سه دسته تقسیم میکنیم: 1- رنگهای گرم (قرمز، زرد، نارنجی) 2- رنگهای سرد ( سبز، آبی، بنفش ) 3- رنگهای خنثی ( مشکی، سفید، خاکستری، کِرِم ). رنگهای گرم رنگ های با انرژی و اشتها می آورند. صنایع غذایی، خوراکی ها، رستورانها و کافی شاپ ها بیشتر از این نوع رنگ استفاده میکنند. از رنگهای سرد بیشتر در سازمانها، ارگانها و شبکه های خبری شبکه های مجازی برای ایجاد حس صمیمت، اعتماد و اعتبار بکار میگیرند. رنگ خنثی نه گرم است نه سرد، بعضاً رنگی بیجان و بیحال است طرفداری از هیچ کس نمیکند هیچ نظری ندارد. اما اگر بجا و درست استفاده شود می توانید خیلی قدرتمند و قوی به چشم بخورد. در غیر این صورت حتی میتواند معنای، مرگ، نابودی و خشکسالی دهد.


    زبان حال پس زمینه، انارها و شاخه ی انار:

    در این پوستر، تصویر پس زمینه که همان زمین تَرَک خورده باشد از رنگهای خنثی تشکیل شده است. در اینجا وقتی زمین ترک بر میدارد و دهانش را باز میکند، مایل است هرآنچه روی زمین است به داخل و اعماق خود ببرد. این حس جالبی برای مخاطب نیست و بسیار بازتاب منفی دارد. تصویر پس زمینه این پوستر بیشتر با موضوعات مرگ و نابودی همخوانی دارد. اگر زمین به رنگ خودش بود و طراح از رنگ های خنثی استفاده نمیکرد، میتوان گفت حداقل از حالت مرگ خارج می شد و معنای خشکسالی یا سیل را به خودش میگرفت، اما با این حال خشکسالی هم حس خوبی برای شخص بیننده نیست.! شاید هدف استفاده از بکگراند زمین ترک خورده در ذهن طراح این بوده باشد که بخواهد حس منطقه کویری را به مخاطب ارسال کند. اما در ظاهر پوستر خلاف این را ثابت میکند. بیشتر معنای از بین رفتن و نابودی میدهد. اگر بخواهم خیلی عامیانه زبان پس زمینه و انار را برایتان ارائه دهم، میگویم: ای انارهای خوشمزه، من زمین ترسناکی هستم! همانطور که میبینید دهانم را باز کرده ام که شما را همراه خودم ببرم زود باشید از کاسه آبی رنگ بیایید بیرون! زود باشید! با هیچ کدام از شما شوخی ندارم، معطل اش نکنید.! ریتم یا هماهنگی یکی از بخش های طراحی است که طراح باید همیشه مد نظر داشته باشد. اگر دقت کنید تعدادی از انارها از ترس زمین، قسمت انتهای کاسه گلی مخفی شده اند و به هم چسبیده اند چرا که می ترسند پا روی زمین بگذارند و نابود شوند! در نتیجه تلفیق پس زمینه و انارها چنین حسی را برای مخاطب می فرستد. حتی شاخه ی سبز رنگ درخت انار که زیر کاسه است، مشاهد کنید می بینید که دقیقا آن هم ترسیده و از حالت ایستاده به روی زمین افتاده و مرده است! تا اینجا پوستر ترسناک به نظر میرسد ...

    کنتراست (معیاری برای سنجش وضوح رنگها و تصاویر) پس زمینه با انارها، کاسه و شاخه سبز رنگ یکنواخت نیست. به عبارت ساده تر، وضوح رنگ و یا نور پس زمینه نسبت به انارها،کاسه و شاخه خیلی بالاست! یکپارچه نیست، هیچ هارمونی بین این المان ها برقرار نشده است. در نتیجه مصنوعی بنظر میرسد. انارها، کاسه و شاخه سبز رنگی که در تصویر مشاهده میکنید، در آتلیه عکاسی بوسلیه دوربین شات زده شده است. اگر کمی به انارها توجه کنید خواهد دید که روی بعضی از آنها نور سفید رنگ سافت باکس، یا فلش دوربین منعکس شده است. وجود چنین نورهایی در پوستر، لول کار را پایین می آورد. این ساده ترین بخشی است که طراح و یا عکاس باید آن را برطرف کند.! در ترکیب بندی انار و کاسه گلی، انتظار میرود یکی از آنها که به موضوع پوستر نزدیکتر است، بزرگتر باشد. به عنوان مثال: چون پوستر ما در رابطه با انار صحبت میکند در نتیجه انار باید بزرگتر از کاسه باشد. در اینجا این نکته مهم فراموش شده است. با توجه به بافت و رنگ روشن آبی، در نگاه اول کاسه به چشم میخورد! اگر تمام انارها را داخل کاسه قرار دهیم، باز هم کاسه بزرگ تر است ...


    محتوا و فونت:

    فونت هشتمین جشنواره انار بادرود خیلی تیز است. این فونت بیشتر به موضوعاتی همچون: ساختمان، آهن آلات، فولاد و نظیر اینها شبیه است در صنایع غذایی و خوراکی ها معمولا از فونت های که حالت منحنی دارند و یا نرم هستند بکار میبرند. مثل: شرکت دینا، چاکلز صنایع غذایی دراژه و ... انار به شکل دایره و تقریبا حالتی نرم و منحنی دارد. پس ایجاب میکند فونت مورد استفاده حالتی نرم داشته باشد. سوال؟ چرا باید فونت و تصویر هماهنگ باشد؟ اگر حالت فونت شبیه تصویر باشد، یکی اینکه بهتر و آسانتر در ذهن جای میگیرد. و دوم اینکه، تصویر جمله را تایید میکند، و بالعکس جمله تصویر را تایید میکند. به عبارتی همدیگر را تایید میکنند تا حس اعتماد را در مخاطب ایجاد کند. لبه ی متن قرمز با رنگ سفید تلفیق شده است. با کمی دقت می بینیم که خودِ لبه با سایه ی مشکی مخلوط شده. در نهایت چون پس زمینه پوستر ما سیاه و سفید است؛ لبه ی سفید با سایه ی سیاه متن، همرنگ شده و متن اصلی را ناخوانا کرده است. مهمترین بخش متن پوستر حتماً باید خوانا بوده و توجه بیشتری را تداعی کند. متن ها همانند تصاویر درجه بندی می شوند، یعنی هرچه جمله از اهمیت بالایی برخورد دار باشد باید بزرگتر از جمله ی درجه پایین طراحی شود. جمله ی هشتمین جشنواره انار بادرود میبایست بزرگتر از شعار باشد. و یا اینکه سایز متن شعار کمتر شود. درصورتیکه چنین تفاوتی در این طرح به سختی می توان قائل شد. خطایی که دو مرتبه تکرار شده ، رنگ و لبه ی کار متن زمان و مکان پایین پوستر می باشد که با پس زمینه ست گردیده و هیچ تضادی در این دو عنصر دیده نمیشود. این قسمت بالای 70 درصد خسارت دیده است.! این اثر درصورتی که چاپ شود قسمت انتهایی آن از چشم خواهد افتاد! دومین متنی که بعد از عنوان پوستر باید توجه شود همین قسمت است. اما خلاقتی صورت نگرفته است.


    شعار جایگاهی ندارد! :  

     شعارها به دو دسته تقسیم میشوند: 1- شعار نهادی 2- شعار محصول . شعار نهادی ویژه موسسات و سازمانهاست که در ساخت هویت و شخصیت آن نهاد تاکید زیادی دارد. اما بهترین شعار محصول و یا کالا شعاری است که بتواند ویژگی های مثبت آن محصول را ارائه دهد. یا پیامی مهمی را که در جهت حل یک مشکل، معضل و یا بحران بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم که با محصول مربوط میشود، ارائه گردد. پوستر جشنواره ها از نوع پوستر های شناختی است در صورتیکه پوسترهای فرهنگی و مذهبی به عنوان پوسترهای اطلاع رسانی شناخته میشوند. در اینجا جمله ی: چهارمین شهر زیارتی ایران در این پوستر جایگاهی ندارد.! سوال؟ چهارمین شهر زیارتی با جشنواره انار چه مفهوم مهم و کلیدی را دارد ؟ چهارمین شهر زیارتی، چه ویژگی مثبتی از محصول را بیان میکند؟ چهارمین شهر زیارتی، چه مشکل و یا بحرانی را حل و فصل میکند؟ آیا میتوان بین یک محصول کشاورزی که انار باشد با شهر زیارتی که خود بحث مذهبی دارد، آن هم در یک پوستر ارتباط برقرار کرد؟ جواب روشن است، خیر . بنظر شما جمله ی: هشتمین جشنواره انار ایران، چه حرفی برای گفتن دارد؟ این جمله، جمله ی بدلی است به تنهایی کاری از دستش بر نمی آید! بلکه آمده است تا جمله ای را تکمیل کند. وقتی جمله ای که قرار است در بخش دوم تکمیل شود، بکار بردنش جایگاه و ارتباطی ندارد، در نتیجه وجود جمله اولی سودی نخواهد داشت ... بنظرم این جمله شعار نیست بلکه جمله ای است که از 9 کلمه آبی رنگ تشکیل شده است.!


    درکل طرح پوستر و شعار نمیتواند با مخاطبانش ارتباط خوبی برقرار کند. چرا که ترسناک به نظر میرسد. انشاالله در سالهای آینده شاهد طرح هایی باشیم که کمترین نقص و عیب را همراه خود داشته باشند.

    و در آخر یادمان باشد، مشکلات و موانع سر راهها هستند که ما را پخته تر و قویتر میکنند!   

    سبز باشید.

    هادی محمدی / طراح گرافیک و مشاور تبلیغات

    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مهر 1393 12:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی یکشنبه 26 مرداد 1393 04:53 ب.ظ نظرات ()
    نوروماركتینگ یعنی بازاریابی مبتنی بر پردازش عصبی مردم. به عبارت ساده، به جای نظرسنجی مستقیم از مردم، نظر ذهنی آن‌ها با استفاده از EEG (نوار مغز) یا اسكن عملكردی FMRI ارزیابی می‌شود. نوروماركتینگ در واقع حاصل تركیب دو دانش بازاریابی و علم عصب‌شناسی یا نوروساینس است. این دانش نوظهور تركیبی، به صاحبان صنایع نشان می‌دهد كه واقعاً چه چیزی در ذهن خریداران می‌گذرد.ممكن است نوروماركتینگ را خنده‌دار یا عجیب و غریب، تصور كنید، اما چه بخواهید و چه نخواهید این دانش دیگر جزیی از جامعه مدرن مصرف‌كنندگان شده است.اصولاً زمانی بازاریاب‌ها به فكر ابداع نوروماركتینگ افتادند كه متوجه یك اشكال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند. آن چیزی كه مردم می‌گویند با آن چیزی كه واقعاً در ذهنشان می‌گذرد، تفاوت دارد. بسیاری از اوقات مردم آن چیزی را به زبان می‌آورند كه تصور می‌كنند دیگران انتظار شنیدنش را دارند. در واقع مشكل اساسی این است كه بسیاری از فرآیندهای تصمیم‌گیری در سطح ناخودآگاه ذهن اتفاق می‌افتند، نه در سطح خودآگاه. هدف اصلی نوروماركتینگ هم این است كه این اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج كند. بنابراین در نوروماركتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌شود، بلكه اطلاعات مستقیماً بیرون كشیده می‌شوند.بازاریابی عصبی به ما كمك می‌كند كه رفتار مشتریان را درك كنیم. چرا زن‌ها فیلم‌‌های علمی- تخیلی را دوست ندارند؟ چرا مردها ماشین‌‌های اسپورت را می‌پسندند؟ علم اعصاب با آزمایش روان شناس ایتالیایی آنچلو موسو تجلی یافته است. فرد مورد آزمایش روی یك الاكلنگ طوری دراز كشیده بود كه با سنگین شدن سر یا پا به یك طرف متمایل می‌شد. وقتی كه فرد با یك فعالیت ذهنی یا احساسی مواجه بود در نتیجه توزیع مجدد خون در بدن، تعادل به سمت سر از دست می‌رفت.بیش از یك دهه است كه دانشمندان علم اقتصاد مبتنی بر عصب‌شناسی در پی یافتن حوادثی هستند كه در مغزهای ما در هنگام تصمیم‌گیری‌های اقتصادی رخ می‌دهند. در این راه، fMRI كه نوع مخصوصی از MRI است، به آن‌ها بسیار كمك كرده است، fMRI می‌تواند با نشان دادن شدت جریان خون در مناطق مختلف مغز، فعالیت آن‌ها را به دانشمندان نشان دهد. معلوم شده است كه تصمیم‌گیری‌ها بیش از آنكه عقلانی و بر پایه استدلال باشند، احساسی هستند و حتی تصمیم‌گیری‌های عقلانی هم بدون كمك جنبه‌های احساسی، هیچ‌گاه، مجال عملی شدن پیدا نمی‌كنند. در واقع این احساسات هستند كه باعث علاقه‌مندی‌ما به یك برند خاص می‌شوند. بازاریابی عصبی، عرصه‌ای جدید در تحقیقات بازاریابی می‌باشد كه به مطالعه و بررسی پاسخ مؤثر، آگاهانه و حسی-حركتی مصرف‌كنندگان (مشتریان) به محرك‌های ایجاد شده توسط ابزارهای بازاریابی می‌پردازد. محققان از تكنولوژی‌‌هایی مانند FMRI (تكنولوژی عكسبرداری با تشدید مغناطیسی تابعی) استفاده می‌كنند تا تغییرات فعالیتی بخش‌هایی از مغز مشتریان را مشخص كنند و هم‌چنین ازEEG (تكنولوژی الكتروانسفالوگرافی) و sst(تكنولوژی حالت ثابت) استفاده می‌كنند تا فعالیت در طیف ناحیه‌ای خاص از واكنش مغز را سنجش كنند و از سنسورهای مخصوصی استفاده می‌كنند تا این‌كه درك كنند كه چرا مصرف‌كنندگان (مشتریان) هنگام خرید، تصمیم خاصی را می‌گیرند و این‌كه كدام قسمت از مغز به آن‌ها می‌گوید كه كار خاصی را انجام دهند. 
    جای شكی وجود ندارد كه در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها عامل منطق دخالت دارد، ولی تحقیقات نشان می‌دهد كه ضمیر ناخود‌آگاه و عوامل احساسی نیز در تصمیمات ما نقش مهمی دارند. با توجه به این جنبه مهم در تصمیم‌گیری می‌توانیم تبلیغات بهتری بسازیم و عملیات بازاریابی مؤثرتری را انجام دهیم. از افرادی كه محصول خاصی را از سوپرماركت می‌خرند مصاحبه شده و دلیل آن خرید خاص پرسیده شده و در بسیاری از موارد هیچ دلیل قانع‌كننده‌ای برای این كار وجود ندارد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 مرداد 1393 04:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی سه شنبه 31 تیر 1393 07:42 ب.ظ نظرات ()
    عکاسی هنر وابسته به ابزار هست که این ابزار رو میشه به دو بخش قبل و بعد از فشردن دکمه شاتر تقسیم کرد. از ثبت تصویر در کارت حافظه تا چاپ عکس مسیری پر از نکات و دقایق هنری و تکنیکی قرار داره که سعی میکنیم در این دوره فشرده راهنمای شما برای طی این مسیر باشیم. هدف ما در این دوره صرفا آشنا کردن هنرجو با محیط نرم افزار نیست بلکه هدف اصلی شناخت عکس و فرایند گویا شدن موضوعی هست که عکاس از ثبت لحظه در ذهن داره تا بتونه به کمک ویرایش عکس فاصله بین دغدغه هنرمند و اثر رو کمتر کنه. ادیت عکس احتیاج به زیبایی شناسی و شناخت نرم افزار داره و نمیشه با فراگیری تعدادی تکنیک برای همه عکس ها به نتیجه دلخواه رسید. آشنایی با شاکله تصویر و نیازهای اون برای بهتر شدن موضوعی هست که در این دوره آموزشی در خصوص اون بحث خواهیم کرد.
    این دوره بصورت فشرده و کاملا تخصصی در 7 جلسه 2 ساعته عملی و تئوری در دو هفته برگزار میشه
    قیمت دوره : 300,000 
    اگه عکاس هستید یا بصورت تفریحی بدون دانش قبلی عکاسی میکنید و هیچ اطلاعاتی در رابطه با ادیت و مونتاژ تصویر ندارید.این دوره میتونه گزینه مناسبی براتون باشه. البته ما هم تضمین میکنیم که بعد از اتمام این کورس آموزشی یک ویرایشگر تصویر حرفه ای و متخصص باشید.

    آخرین ویرایش: دوشنبه 24 خرداد 1395 07:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی شنبه 27 اردیبهشت 1393 11:37 ق.ظ نظرات ()
    تعریف مشتری:
    با اینکه به نظر میاد تعریف مشتری خیلی ساده است ولی عملاً اینطور نیست. بعضی مواقع گفته میشود که مشتری کسی است که در ازای سرویس و کالایی که از شما دریافت میکند، هزینه پرداخت میکند. تعریف دیگری هم داریم که میگوید مشتری فرد یا گروهی است که شما با او value رد و بدل میکنید. تعریف عجیبی است. چون طبق این تعریف حتی Supplier (تهیه کننده) های شما هم مشتری شما به حساب می‌آیند در حالیکه طبق تعریف اول شما مشتری Supplier هستید!
    تعریف CRM:
    واژه CRM مخفف Customer Realtionship Management یا سیستم مدیریت ارتباط با مشتری است. در حقیقت این سیستم ها راهبردی است برای جمع آوری نیازها و رفتارهای تجاری مشتریان تا به ایجاد روابطی قویتر با آنها منجر شود. در نهایت، رابطه قوی با مشتریان مهمترین رمز موفقیت هر کسب و کار است. تکنولوژیهای بسیاری در قالب مدیریت ارتباط با مشتری CRM ارائه شده اند اما داشتن تصویری از CRM  به عنوان مجموعه ای از تکنولوژی نیز نادرست است. به عنوان روشی بهتر برای درک CRM می توان آن را به مانند فرایندی دانست که به ما کمک میکند تا اطلاعات مختلفی از مشتریان، فروش، اثر بخشی فعالیت های بازاریابی، سرعت عمل در پاسخگویی به مشتری و نیز تمایلات بازار را به شکل یکجا جمع آوری کنیم.
    مسئله از اینجا شروع میشود که هر مشتری مطمئناً در سرویس و یا کالایی که ما عرضه کردیم، چیزی دیده که به سراغ ما می آید. هر برخوردی هم که ما با این مشتریان داشته باشیم برای او یک تجربه تلقی میشود. این تجربه اگر خوب باشد، باعث میشود که مشتری برگردد در غیر اینصورت مشتری ما را اخراج میکند! این یک واقعیت است، اگر مشتری سرمایه اش را در جای دیگری صرف کند این ما هستیم که اخراج شدیم. اما مسئله مهم در اینجا این است که یک سازمان در پروسه داخلی اش و همینطور در تعامل خارجی اش باید یک استراتژی یکسان برای برخورد با مشتری داشته باشد تا مشتری تجربه هرچه بهتری از شرکت ما داشته باشد. با هرچه بیشتر شدن مشتری ها - مثلاً به واسطه اینترنت- دیگر این امکان بوجود نمی آید که مدیران ارشد با تک تک مشتری های مهم‌شان روابط خوبی برقرار کنند. از طرف دیگر کارمندها هم قادر نیستند چنین رابطه ای را با مشتری ها ایجاد کنند و وضعیت زمانی بدتر می شود که ما بدانیم فرضاً 100 کارمند متفاوت با رفتارهای متفاوت، تحصیلات متفاوت، دانش متفاوت داریم و هر کدام برخورد خاص خودشان را با مشتری خواهند داشت اما بدتر از همه اینها این است که خیلی از کارمندان دید کلی از استراتژی شرکت ندارند و در ضمن آموزش های لازم جهت برخورد مناسب با مشتری برای رسیدن به اهداف شرکت را هم ندیده اند! مدیریت این مسئله و کنترل آنها برای ایجاد تجربه خوب برای میشتری می شود CRM. اگر همه چیز خوب پیش برود، طبیعی است که ما مشتری هایی خواهیم داشت که به سیستم وفادارند.
    می دانیم که تکنولوژی های جدید همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهند، از جمله روش های تجارت مثلاً در گذشته بالانس اطلاعاتی بین شرکت ها و مشتری برقرار نبود و هر آنچه که شرکت ها می گفتند مشتری ها قبول میکردند. اما اکنون اینطور نیست. این بالانس اطلاعاتی نه تنها در مورد شرکت مورد نظر برای مشتری حاصل شده است، بلکه مشتری این توانایی را دارد که از شرکت های مشابه که نیازهایش را برآورده می کنند اطلاعات داشته باشند. به عبارت دیگر در حال حاضر قدرت از دست شرکت ها به دست مشتری رفته است. مشتری می تواند در یک لحظه تمام قیمت ها، کیفیت ها، و ... کالا / سرویس مرود نظرش را ببیند و تصمیم بگیرد. همین باعث می شود که مشتری انتظار بیشتری داشته باشد و صبر کمتر! قیمت کمتر یا شرکتی در همان محدوده جغرافیایی قرار دارد باعث برتری شرکت نسبت به دیگر رقبا نمی شود. در گذشته مشتری به خاطر این برتری ها هر ضعفی در CRM را قبول می کردو قیمت مناسب را ترجیح می داد ولی اکنون اینطور نیست! به عبارت دیگر اگر شرکت میخواهد زنده بماند باید نکات برتری اش را از دیدگاه های سنتی خارج کند و به دیدگاه های جدید روی بیاورد که برتری اش را تضمین کند. 
    همین تکنولوژی باعث شده است که نقطه ارتباط با مشتری دور و دورتر بشود. در گذشته حتماً باید با مشتری دست می دادیم تا کاری یا چیزی خریداری بشود، با آمدن تلفن، می توانستیم کارها را سامان دهیم و هم اکنون با بوجود اینترنت چطور می توان ارتباطی پایدار با مشتری برقرار کنیم؟
    به هر صورت باید مواردی را به یاد داشته باشیم:
    حتی اگر بخواهیم به CRM صرفاً به صورت نرم افزار نگاه کنیم - که کاملاً غلط است - نباید فراموش کنیم که CRM به همه سازمان تعلق دارد نه فقط بخش بازاریابی. هر کسی که به نوعی با تجربه ای که مشتری از شرکت دارد، در ارتباط باشد باید با CRM آشنا بشود.
    نباید فراموش کنیم که دنیا از Product-based  به سمت Service-based می رود، هرچقدر هم کالای خوبی داشته باشیم ولی نتوانیم حمل و نقل مناسب و پشتیبانی مناسبی ارائه دهیم موفق نخواهیم بود.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 29 فروردین 1393 08:47 ب.ظ نظرات ()

    پمفلت و لیف لت از گونه های دیگر بروشور هستند. پمفلت، بروشوری است که دارای صفحات اندک است و جنس کاغذ جلد و صفحات داخل آن از کاغذهای گرماژ کم انتخاب می شود. غالب دفترچه های راهنمای کالاهای مصرفی از مجموعه ی پمفلت ها به شمار می آیند. لیف لت نیز به برگه های کوچکی اطلاق می شود که درون بسته بندی ها قرار می گیرند و توضیحات لازم را در اختیار مخاطبان قرار می دهند (مانند بسته های دارو). انتخاب قطع و تعداد صفحات بروشور همچون تمامی گونه های گرافیک بر اساس حجم مطالب نوشتاری و تصویری و نیز مخاطب مشخص می شود. اندازه و نوع قلم نیز متناسب با موضوع و مخاطب تعیین می شود ولی بطور معمول اندازه قلم متن بروشور بین پوینت 8 تا 14نازک انتخاب می شود (شکل ظاهری قلم می تواند در انتخاب قلم های مابین این دو اندازه یاری رسان باشد). همینطور فاصله بین سطرهای نوشتار متن بر اساس اندازه پوینت حروف به اضافه ی یک سوم همان اندازه انتخاب می شود. اگر چه نهایتاً این اندازه در جهت زیباتر کردن مجموعه اثر قابل افزایش یا کاهش است. در صفحه آرایی بروشور، رسم یک پایه کار یا گرید الزامی است. پایه کار مشخص می کند که حاشیه های بروشور (قسمت هایی که نوشته قرار نمی گیرد) پهنای ستون نوشتار، محل قرار گیری عکس ها و ... به چه صورت باشند. بروشور این امکان را به سفارش دهنده می دهد که موضوع خود را به دو یا چند زبان ارائه کند، در حالی که بدلیل تعدد صفحات و فضای قابل توجه، و در دید نبودن تمامی حجم مطالب تصویری و نوشتاری، محصول شلوغ و آزار دهنده نیز نمی شود. ایجاد روحیه ی هماهنگ در تمامی صفحات بروشور از جمله مواردی است که باید مورد توجه طراح قرار گیرد. این هماهنگی می تواند از طریق اجرای لی اَوت مناسب، به کار گیری عنصر بصری مشترک در صفحات و یا سود بردن از رنگ های هارمونیک انجام پذیرد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مهر 1393 12:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 8 فروردین 1393 01:53 ق.ظ نظرات ()

    اکثر افراد فکر می کنند کارت ویزیت روش موثر تبلیغات فروش است؛ این نوع تفکر در میان افرادی رایج است که به تازگی وارد عرصه تجارت شده اند. ایده کلی در مورد فلسفه کارت ویزیت این است که یک کارت ویزیت به قدری از یک طراحی خوب برخوردار باشد که با قرار گرفتن روی میز نظر هر بیننده را به خود جلب کرده و حرفه ای بودن طرح آن نیز باعث شود تا این حس در بیننده ایجاد شود که با یک مجموعه کاملا حرفه ای طرف است، بنابراین سعی می کند خرید خود را از این کمپانی خاص انجام دهد.


    شخصیت کارت ویزیت

    آخرین ویرایش: یکشنبه 20 مهر 1393 12:17 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 20 دی 1392 11:14 ق.ظ نظرات ()
    5 نکته اصلی که در زمینه تبلیغات و برند باید بدانید، بخاطر بسپارید:

    1- اساس تبلیغات این است که هدف هر تلاش تبلیغی ، خلق یک مزیت برای برند است.

    2- تبلیغات با تغییر خواسته ها و نیاز های مشتریان بطور غیر مستقیم در خرید برند اثر میگذارد.


    3- مصرف کنندگان بصورت انفرادی به تبلیغات واکنش نشان میدهند و تبلیغات باید با افراد باید بصورت انفرادی صحبت کند.


    4- تبلیغاتی که اثر بخشی دارد ، همیشه آثار با اهمیت و پایداری را برجای میگذارد.


    5- تبلیغات و برند سازی بیشتر یک سرمایه گذاری برای فروش آینده است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 8 آذر 1392 01:45 ق.ظ نظرات ()
    اگر در کاری حرفه ای هستید، هرگز مفتی انجامش ندهید.
    هادی محمدی

    آخرین ویرایش: جمعه 8 آذر 1392 01:51 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 11:23 ق.ظ نظرات ()
    هنگامیکه در سال ۱۹۸۷، نخستین بار نرم افزاری با نام Display برای سیستم عامل مکینتاش تولید شد، کمتر کسی تصور می کرد که در سالیان آینده این برنامه بتواند جایگاه نخست صنعت گرافیک دنیا را به خود اختصاص دهد. با این وجود، با ارائه نسخه ۲.۰ فتوشاپ در سال ۲۰۰۲ برای ویندوز، آوازه این محصول در سرتاسر جهان پیچید. گذر سالیان طولانی، به سازندگان فتوشاپ این امکان را داد تا با بهبود عملکرد، افزایش ابزارها و همچنین رفع مشکلات نسخه های جدیدی از آن را ارائه کنند. در این میان، Adobe Photoshop CS6 با تغییرات خاص نرم افزاری و همچنین افزایش ابزارها و عملکردها به کاربران امکان می دهد تا به راحتی و مطابق با آخرین تکنولوژی های روز دنیا بتوانند به ایجاد و ویرایش فایل های گرافیکی بپردازند.
    در این میان، ابزارهای این نرم افزار گرافیکی به شما امکان می دهند تا به سادگی به ایجاد و ویرایش تصاویر گرافیکی مورد نیاز خود پرداخته و پالت های آن، امکانات بی شمار دیگری را در اختیار شما قرار می دهند. مسلماً در خصوص کارایی های این نرم افزار قدرتمند پس از فراگیری کامل کلیه مباحث سه دوره مقدماتی، متوسط و پیشرفته بهتر می توان قضاوت کرد که چرا این نرم افزار، پرکاربردترین ابزار گرافیکی در سطح جهان است.

    برخی از سرفصل های دوره آموزش حرفه ای فتوشاپ

    آموزش مقدمات فتوشاپ
    آموزش استراتژی ها و منابع
    آموزش شروع به کار در فتوشاپ 
    آموزش انجام تنظیمات رنگ و آموختن Preference ها
    آموزش در رابطه با تصاویر دیجیتال
    آموزش اصول مدیریت رنگ 
    آموزش ساخت و کارکردن با لایه ها 
    آموزش کارکردن با پانل ماسک
    آموزش ساخت حاشیه های تصویری سفارشی
    آموزش جامع انتخاب کردن نواحی تصویری 
    آموزش کامل پانل Adjustment
    آموزش کاربرد Levels بر روی عکس ها 
    آموزش کاربرد Curves بر روی عکس ها 
    آموزش کامل Blending Mode ها در فتوشاپ
    آموزش اصلاح رنگ ها 
    آموزش Modify کردن رنگ و Tone رنگ عکس ها در فتوشاپ
    آموزش جامع استفاده از ابزارهای Burn و Dodge در فتوشاپ
    آموزش Convert نمودن تصاویر سیاه و سفید
    آموزش فیلتر های فتوشاپ 
    آموزش حذف نویز های تصویر
    آموزش حذف ایرادات و خرابی های عکس توسط برخی از ابزارهای Adobe Photoshop CS6
    آموزش رتوش نواحی مختلف بدن و صورت عکس در فتوشاپ، مخصوص عكاسان
    آموزش شفاف سازی و تیز نمودن لبه های تصویر 
    آموزش تنظیم مناسب تصاویر برای استفاده از آن ها در وب
    آموزش کامل چاپ و مسائل چاپخانه در نرم افزار Adobe Photoshop CS6

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی پنجشنبه 15 فروردین 1392 02:19 ق.ظ نظرات ()
    به طور کلی رموز اصلی موفقیت در جذب مشتری را می توان در 10 اصل ذیل خلاصه کرد :

    1- اولین خواسته مشتری احترام است.
    2- مشتری در نگاه اول خود ظاهر آراسته، مرتب، منظم و تمیز کارکنان و محلی که در آن وارد می شود را می سنجد.
    3- عرضه تمامی کالا و خدمات مورد نیاز مشتری می تواند اطمینان وی را به شما افزایش دهد.
    4- برای مشتری کیفیت خدمات از مهمترین عوامل مراجعه است.
    5- قیمت خدمات و کالا نیز از فاکتورهای مهم مد نظر مشتری است.
    6- مشتری انتظار دارد در حداقل زمان ممکن خدمات ارائه شده را دریافت کند و از طولانی شدن این زمان هراس دارد.
    7- دستیابی مشتریان به رده های بالاتر می تواند آنها را برای مراجعات بعدی مصمم تر کند.
    8- ایجاد تحول و تنوع در محیط کاری بر اساس پیشنهاد مشتریان، آنها را در همکاری ترغیب می کند.
    9- میزان رضایت کارکنان عامل اصلی برای رضایت مشتریان است.
    10- ایجاد روح اعتماد و صداقت در محیط کار از پارامترهای استوار مشتری مداری است و باید به این نکته ایمان بیاوریم که حیاط اقتصادی هر سازمانی و شرکتی به رضایت مشتریان وابسته است و بدون حضور مشتری به بن بست می رسد
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 فروردین 1392 02:31 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی چهارشنبه 19 مهر 1391 12:25 ق.ظ کامنت ()


    دلیل عمده ای كه مشتری خرید نمی كند این است كه او به درستی متوجه نمی شود شما چه می فروشید و این كه چگونه می تواند از آن استفاده كند و سود ببرد. بسیاری از فروشنده ها به اشتباه تصور می كنند بعد از معرفی محصول، خریدار به همان اندازه با جزئیات آشناست كه خودشان هستند كه این اشتباه بزرگی است.با وجود محصولات فنی با قابلیت های بالا، شما می توانید با آموزش تمام راه های مختلف به مشتری، كه با آن ها می تواند از محصول یا خدمات شما نتایج به مراتب بزرگتر و بهره بیشتری ببرد، ارزش عظیمی بیافرینید.هر چه در فهمیدن نیازهای واقعی مشتری قابل تر باشید و هر چه به مشتری بهتر آموزش بدهید كه چگونه نهایت استفاده را از محصول شما ببرد، مشتری شما را بیشتر دوست خواهد داشت، بیشتر به شما اعتماد خواهد كرد و بیشتر خواهان انجام تجارت با شما خواهد بود.


      

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 مهر 1391 01:20 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی دوشنبه 3 مهر 1391 09:56 ب.ظ کامنت ()

    نهایی سازی فروش، بخش پایانی و مهم فروش است، یعنی وقتی مشتری آماده خریدن شده، نباید بگذارید كار به جایی بكشد كه او بگوید بسیار خوب، حالا می روم و فكر می كنم و. . . باید طوری رفتار كنید كه مشتری در همان لحظه به تصمیم برسد. عملكرد شما در آن لحظه، بسیار مهم است. نهایی سازی فروش،تكنیك های بسیاری دارد كه برخی از آنها را در اینجا می خوانیم:


     تكنیك دعوت
    ساده ترین تكنیك برای نهایی سازی فروش، دعوت كردن مشتری به خرید است:» اگر از این خوشت آمده، چرا امتحانش نمی كنی؟« اغلب مشتریان برای خرید، روی لبه تصمیم گیری هستند. در همان حالی كه دارند برای خرید تصمیم می گیرند، تجربه های بدی را كه از خرید قبلی شان دارند، به یاد می آورند. آن وقت می گویند: نه، نیازی ندارم، نمی دانم. . . اما فروشنده خوب، هیچ فروشی را بدون اینكه از مشتری دعوت كند، ترك نمی كند.


    تكنیك جایگزینی
    در صورتی كه مشتری، بیشتر از یك گزینه برای انتخاب دارد و مردد است كه كدام را بردارد، باید از مشتری بپرسید كدامش را دوست داری؟ ما آدم ها همگی خوشمان می آید از اینكه چند گزینه خوب برای انتخاب داشته باشیم. اما اگر فقط یك گزینه برای انتخاب وجود دارد، باید گزینه های جدید ایجاد كنید:»گران است؟ ما تخفیف می دهیم، چقدر نقد دارید؟ قسط  می بندیم.

    تكنیك مراقبت
    مشتری باید این را احساس كند كه اگر هم دارد در انتخابش اشتباه می كند، شما مراقب اوضاع هستید و او را تنها نمی گذارید. این حس، حس بسیار خوشایند و خوبی برای مشتری است. اینكه در نوع فروشتان چطور می توانید از این تكنیك استفاده كنید، به خودتان بستگی دارد. مشتریان، حتی در آخرین لحظات خرید هم تردید دارند. همین است كه اگر شما به آنها اطمینان بدهید كه هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و شما مراقب همه چیز هستید، خیالشان راحت می شود و یك قدم بزرگ به سمت خرید نزدیك می شوند.
    تكنیك ثانویه
    اگر مشتری شما خریدار ماشین است، روی یك بحث ثانویه در خرید ماشین تمركز كنید، نه روی بحث اصلی خرید. مثلاً بگویید رنگش چطور است، این رنگ را دوست دارید؟ رنگ، یك عامل ثانویه است. اصل قضیه، خود ماشین است، اما شما با این سوال، فروش را به سمت نهایی شدن می برید.

    تكنیك زاویه تند
    در این تكنیك، شما باید براساس مخالفت ها پیش بروید. مثلاً مشتری می گوید: این هزینه اش خیلی بالا است، شما در پاسخ می گویید: اگر قسطی كنیم، می توانید همین را بردارید؟
     می گوید: آخر من این را فردا احتیاج دارم، شما می گویید: خوب، اگر بتوانم تا غروب برایتان آماده اش كنم، چطور؟ یعنی تا مشتری مخالفت كرد، شما از همان زاویه، راه را می بندید.
    تكنیك اجازه
    ما آدم ها دوست داریم كه از ما اجازه گرفته شود. پس مشتری را مجبور نكنید. بلكه باید به نحوی با او صحبت كنید كه در شرایط انتخاب قرار بگیرد. مثلاً بگویید: اجازه می دهید این كار انجام بشود؟ او هم تصمیم گیری می كند تا به نتیجه آری یا خیر برسد.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 4 مهر 1391 02:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 31 شهریور 1391 02:23 ب.ظ کامنت ()

    عبارات ساده و قوی احساسات مشتریان را تحریك می‌كند و باعث می‌شود كه آنها تحت تاثیر احساساتشان تصمیم به خرید از شما بگیرند. شما می‌توانید با استفاده از این عبارات قدرتمند فروش خود را افزایش دهید.

    چرا كلمات موثر موجب می‌شوند تا افراد اقدام به خرید كنند؟
    یك عبارت قوی به مشتری شما كمك می‌كند تا در ذهن خوداحساسی را تصور كند كه پس ازخرید محصول یا استفاده از خدمات شما به او دست خواهد داد. این امر یك احساس قابل تصور را ایجاد كرده و مشتری شما را تحریك می‌كند تا این تصور را به واقعیت تبدیل كند.
    اغلب مشتریان شما براساس احساساتشان تصمیم به خرید از شما می‌گردند. آنها سپس به دنبال دلایل منطقی جهت توجیه تصمیماتشان می‌گردند. اما درواقع تصمیم آنها یك فرایند احساسی می‌باشد نه تصمیمی بر پایه عقل و منطق.
    عبارات و كلمات قوی و موثر، تمایل و اشتیاق مشتری را برای خرید محصول شما یا استفاده از خدمات ارائه شده توسط شما افزایش می‌دهد و ناگهان آنها برای خرید از شما تصمیمی بر مبنای احساساتشان می‌گیرند.

    چگونه عباراتی قوی بنویسیم؟
    خلق و نوشتن عبارات قوی و موثر آسان است. كارتان را با تهیه فهرستی از فواید و منافع بیشتری كه مشتریان در صورت خرید از شما كسب خواهند كرد، شروع كنید. سپس چند كلمه توصیفی مهیج را درباره آن فواید در قالب عباراتی كوتاه بنویسید.
    در اینجا چند نمونه از این عبارات را كه توسط سه صنف كاری مختلف ارائه شده‌اند، ذكر می‌كنم:
    سریع! آسان! بسیار ارزان!» (برای توصیف محصول یا خدمات)
    من خود به شما كمك خواهم كرد! به همین دلیل است كه دستیابی به نتیجه موردنظرتان را تضمین می‌كنم.» (برای ارائه خدمات)
    از كارتان لذت ببرید و پول بیشتری برای خرج كردن و زمان بیشتری برای گذراندن بدست آورید.» (آژانس كاریابی)

    سعی كنید در عبارات خود از كلماتی محكم و كوبنده استفاده نمایید. به كلماتی كه در عبارات بكار رفته است، دقت كنید. اغلب كلمات به كار رفته در عبارات مذكور بسیار محكم و كوبنده می‌باشند، مانند :
    )
    سریع، آسان، بسیار ارزان، كمك، تضمین، لذت ببرید، پول بیشتر، زمان بیشتر(
    در عبارات قوی، از كلمات بسیار محكم موثر استفاده می‌شود تا آگهی تبلیغاتی بسیار محكم و قدرتمندی خلق شود.
    اجازه بدهید چند نكته مهم را یادآور شوم. سعی كنید در نوشتن چنین عباراتی از كلماتی كوتاه، محكم و موثر كه همه به راحتی آن را متوجه می‌شوند استفاده نمایید. چنین عباراتی در ذهن مشتری‌هایتان تصویری مهیج ایجاد خواهد كرد بدون اینكه توجه آنها را روی خود كلمات متمركز كند.تجربیات شخصی‌ام به من می‌گوید كه بهترین عبارات آن عبارتی است كه ازسه كلمه تشكیل شده باشد. سعی كنید در آگهی خود از عباراتی متشكل از 3 كلمه و یا 3 تركیب از كلمات استفاده نمایید.
    به دلایلی به نظر می‌رسد عبارات سه كلمه‌ای تصوری مهیج و به یادماندنی را در ذهن مشتری ایجاد می‌كند.
    موثرترین عباراتی كه من خود در آگهی‌های تبلیغاتی‌ام از آنها استفاده نمودم از سه كلمه تشكیل شده بودند.

    به عنوان مثال:

    صرفه‌جویی در وقت، صرفه جویی در پول، نتیجه‌ای فوری
    سریع!  آسان!  بسیار ارزان!
    همه‌جا از آن لذت ببرید، در خانه، در محل كار یا در اتومبیل‌تان
    تضمین قطعی یا برگشت شهریه
    قدرت، سرعت، یك شاهكار


    شما می‌توانید از اطلاعاتی كه در این مقاله برایتان مطرح نمودم در ارائه یك آگهی تبلیغاتی موثر و قوی به منظور فروش محصول و یا ارائه خدماتتان استفاده كنید. این عبارات به ظاهر ساده، فروش را سریعا افزایش خواهد داد.

    آخرین ویرایش: شنبه 1 مهر 1391 02:52 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 31 شهریور 1391 02:23 ق.ظ کامنت ()

    عبارات ساده و قوی احساسات مشتریان را تحریك می‌كند و باعث می‌شود كه آنها تحت تاثیر احساساتشان تصمیم به خرید از شما بگیرند. شما می‌توانید با استفاده از این عبارات قدرتمند فروش خود را افزایش دهید.

    چرا كلمات موثر موجب می‌شوند تا افراد اقدام به خرید كنند؟
    یك عبارت قوی به مشتری شما كمك می‌كند تا در ذهن خوداحساسی را تصور كند كه پس ازخرید محصول یا استفاده از خدمات شما به او دست خواهد داد. این امر یك احساس قابل تصور را ایجاد كرده و مشتری شما را تحریك می‌كند تا این تصور را به واقعیت تبدیل كند.
    اغلب مشتریان شما براساس احساساتشان تصمیم به خرید از شما می‌گردند. آنها سپس به دنبال دلایل منطقی جهت توجیه تصمیماتشان می‌گردند. اما درواقع تصمیم آنها یك فرایند احساسی می‌باشد نه تصمیمی بر پایه عقل و منطق.
    عبارات و كلمات قوی و موثر، تمایل و اشتیاق مشتری را برای خرید محصول شما یا استفاده از خدمات ارائه شده توسط شما افزایش می‌دهد و ناگهان آنها برای خرید از شما تصمیمی بر مبنای احساساتشان می‌گیرند.

    چگونه عباراتی قوی بنویسیم؟
    خلق و نوشتن عبارات قوی و موثر آسان است. كارتان را با تهیه فهرستی از فواید و منافع بیشتری كه مشتریان در صورت خرید از شما كسب خواهند كرد، شروع كنید. سپس چند كلمه توصیفی مهیج را درباره آن فواید در قالب عباراتی كوتاه بنویسید.
    در اینجا چند نمونه از این عبارات را كه توسط سه صنف كاری مختلف ارائه شده‌اند، ذكر می‌كنم:
    سریع! آسان! بسیار ارزان!» (برای توصیف محصول یا خدمات)
    من خود به شما كمك خواهم كرد! به همین دلیل است كه دستیابی به نتیجه موردنظرتان را تضمین می‌كنم.» (برای ارائه خدمات)
    از كارتان لذت ببرید و پول بیشتری برای خرج كردن و زمان بیشتری برای گذراندن بدست آورید.» (آژانس كاریابی)

    سعی كنید در عبارات خود از كلماتی محكم و كوبنده استفاده نمایید. به كلماتی كه در عبارات بكار رفته است، دقت كنید. اغلب كلمات به كار رفته در عبارات مذكور بسیار محكم و كوبنده می‌باشند، مانند :
    )
    سریع، آسان، بسیار ارزان، كمك، تضمین، لذت ببرید، پول بیشتر، زمان بیشتر(
    در عبارات قوی، از كلمات بسیار محكم موثر استفاده می‌شود تا آگهی تبلیغاتی بسیار محكم و قدرتمندی خلق شود.
    اجازه بدهید چند نكته مهم را یادآور شوم. سعی كنید در نوشتن چنین عباراتی از كلماتی كوتاه، محكم و موثر كه همه به راحتی آن را متوجه می‌شوند استفاده نمایید. چنین عباراتی در ذهن مشتری‌هایتان تصویری مهیج ایجاد خواهد كرد بدون اینكه توجه آنها را روی خود كلمات متمركز كند.تجربیات شخصی‌ام به من می‌گوید كه بهترین عبارات آن عبارتی است كه ازسه كلمه تشكیل شده باشد. سعی كنید در آگهی خود از عباراتی متشكل از 3 كلمه و یا 3 تركیب از كلمات استفاده نمایید.
    به دلایلی به نظر می‌رسد عبارات سه كلمه‌ای تصوری مهیج و به یادماندنی را در ذهن مشتری ایجاد می‌كند.
    موثرترین عباراتی كه من خود در آگهی‌های تبلیغاتی‌ام از آنها استفاده نمودم از سه كلمه تشكیل شده بودند.

    به عنوان مثال:

    صرفه‌جویی در وقت، صرفه جویی در پول، نتیجه‌ای فوری
    سریع!  آسان!  بسیار ارزان!
    همه‌جا از آن لذت ببرید، در خانه، در محل كار یا در اتومبیل‌تان
    تضمین قطعی یا برگشت شهریه
    قدرت، سرعت، یك شاهكار


    شما می‌توانید از اطلاعاتی كه در این مقاله برایتان مطرح نمودم در ارائه یك آگهی تبلیغاتی موثر و قوی به منظور فروش محصول و یا ارائه خدماتتان استفاده كنید. این عبارات به ظاهر ساده، فروش را سریعا افزایش خواهد داد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی شنبه 11 شهریور 1391 09:27 ق.ظ کامنت ()

    مدیران خلاقیت، طراحان و مشاوران تبلیغات، از شیوه های گوناگونی برای طراحی و ساخت آگهی های برند مورد نظر خود به کار می گیرند. شاید بتوان به طور كلی تكنیك ها و شیوه های خلق و تولید آگهی را به سه بخش تقسیم كرد:
    1) ایده محور (هوشمندنما – منطق گرا)
    2) دیده محور (قدرت نما – حس گرا)
    3) ایده و دیده محور (تركیب هر دو روش)

    آگهی ایده محور: در شیوه ایده محور، تاكید بر تاثیر روی فكر مخاطب است. نقش تصویر كمرنگ است بطوریكه اگر همان ایده بصورت شفاهی برای مخاطب بیان شود نیز، بیش از نیمی از تاثیر خود را خواهد گذاشت و پیام را به مخاطب منتقل خواهدكرد. در این روش برداشت مخاطب از هوشمندی یا لااقل «هوشمندنمایی» برند، بر ذهن او تاثیر گذاشته و او را ترغیب و جذب می كند و زمان ماندگاری پیام آگهی بر ذهن او را افزایش می دهد. اگر هم هیجانی در مخاطب ایجاد شود ناشی از درك مفاهیمی است كه به یاری ذهنش به آنها رسیده و از شوق دستیابی به چنین تفكری و نیز حس مشترك میان خود و پیام دهنده، به هیجان می آید.
    خلاقیت در این تكنیك حرف اول را می زند و گرافیك، صرفا در خدمت دستیابی به ایده، پیام و مفاهیم خلق شده قرار می گیرد بطوریكه در صورت اجرای ضعیف آگهی، اگرچه پیام بطور کامل توسط مخاطب دریافت می شود، اما او را به افسوس واداشته كه چرا چنین پیام زیبایی با چنین ضعفی بیان شده است.

    آگهی دیده محور: در این روش، تاكید آگهی دهنده بیشتر بر تاثیر روی احساسات مخاطب و در نتیجه اجرای آگهی است که از طریق بصری به مخاطب منتقل می شود. كیفیت تصویر و توانایی بالای طراحی آگهی، حرف اول را می زند و دقیقا همین كیفیت است كه مخاطب را مجذوب می كند. تماشای تصاویر مختلف، كمك زیادی به رسیدن به ایده هایی در این قالب می كند. اكثر آگهی هایی كه طراح و گرافیست آن، خود مدیر خلاقیت نیز بوده، از این تكنیك پیروی می كند. تصویر استفاده شده در آگهی بواسطه كیفیت ویژهای كه دارد، مخاطب را به هیجان می آورد كه ناشی از قدرت برند و یا لااقل «قدرت نمایی» است و این هیجان باعث ماندگاری در ذهن می شود. اگرچه گاهی تصاویر بكار رفته در آگهی های خلق شده چنان تاثیرگذار است كه مخاطب نام برند و هدف او را فراموش می كند و فقط جذابیت تصویر را به ذهن می سپارد.

    ایده و دیده محور: در هر چیز میانه روی مناسب و توصیه شده است. اگرچه افراط و تفریط در تبلیغات بسیار توصیه شده زیرا به جلب توجه كمك می كند. اما میانه روی در تبلیغات نیز میتواند به معنای استفاده توأمان از افراط و تفریط باشد كه با توجه به دو روش ذكر شده، می تواند هم به «هوشمندنمایی» و هم به «قدرت نمایی» برند كمك كند و در نتیجه هم بر فكر و هم بر احساسات مخاطب تاثیر مطلوب بگذارد. اما خود ایده ها گاهی ذاتا «ایده گرا» یا «دیده گرا» هستند كه باعث ایجاد رویكردهای مختلفی در خلق آگهی ها میشوند. در واقع هیچ مدیر خلاقیت یا طراح آگهی، ابتدا سبك را انتخاب نمی كند، بلكه خود ایده ممكن است ذاتا «منطق گرا» یا «حس گرا» باشد و روش اجرا را معطوف به یكی از روشهای فوق كند.

    آخرین ویرایش: شنبه 11 شهریور 1391 09:30 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی سه شنبه 7 شهریور 1391 01:38 ق.ظ کامنت ()
       آیا هر تبلیغاتی، سرمایه گذاری است؟

    تبلیغاتی سرمایه گذاری است که نتیجه آن فروش بیشتر محصول تبلیغ شده باشد، که این امر حاصل دو اتفاق است:

    1- مخاطبِ تبلیغ، با آگاهی یافتن از محصول تبلیغ شده اقدام به خرید آن نماید

    2- نام محصول در ذهن مخاطب باقی بماند تا زمان خرید

    در واقع درصد کمی از مخاطبان تبلیغات، در همان لحظه قصد خرید دارند، یا با آگاهی یافتن از یک محصول اقدام به خرید آن می نمایند، با این تفاسیر آنچه که اهمیت می یابد؛ ماندگاری محصول در ذهن مخاطب می باشد.


        ضریب احتمال خرید یک محصول :

    ضریب احتمال خرید، همان احتمال خرید یک محصول در ذهن خریدار می باشد، گاه این ضریب به دلیل تکرار فراوان در ذهن مخاطب به عنوان یک ضریب اطمینان عمل می کند، یعنی یک نام به دلیل بسیار دیده یا شنیده شدن یک ضریب اطمینان در ذهن فرد می یابد که فرد را بر این می دارد که در هنگام خرید به آن نام اعتماد کند، اما این اطمینان تنها به دلیل تکرار در ذهن مخاطب شکل نمی گیرد.

    عوامل تاثیر گذاری تبلیغ :

    هر تبلیغ کننده ای باید بداند که تبلیغاتش چقدر اثر گذار است:

    این اثر گذاری حاصل چند پارامتر می باشد:

    1- میزان دیده شدن

    2- نوع دیده شدن

    3- ماندگاری در ذهن مخاطب

    4- رتبه در ذهن مخاطب

    5- نحوه بازیابی از ذهن مخاطب

    میزان دیده شدن :

    در واقع مقصود از میزان دیده شدن، همان تعداد بازدید یک تبلیغ است، یعنی یک تبلیغ توسط چند نفر دیده شده است، در حالت های خاص می توان میزان بازدید یک تبلیغ را تخمین زد، مثلاً میزان بیننده یک برنامه تلویزیون یا رادیو، میزان فروش یک روزنامه، میزان بازدید یک سایت و یا میزان عبور از کنار یک تابلوی تبلیغاتی و ...          [به ادامه مطلب مراجعه کنید]

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3