منوی اصلی
طراحی گرافیک و مشاور تبلیغات پاراکس
  • هادی محمدی یکشنبه 26 مرداد 1393 05:53 ب.ظ نظرات ()
    نوروماركتینگ یعنی بازاریابی مبتنی بر پردازش عصبی مردم. به عبارت ساده، به جای نظرسنجی مستقیم از مردم، نظر ذهنی آن‌ها با استفاده از EEG (نوار مغز) یا اسكن عملكردی FMRI ارزیابی می‌شود. نوروماركتینگ در واقع حاصل تركیب دو دانش بازاریابی و علم عصب‌شناسی یا نوروساینس است. این دانش نوظهور تركیبی، به صاحبان صنایع نشان می‌دهد كه واقعاً چه چیزی در ذهن خریداران می‌گذرد.ممكن است نوروماركتینگ را خنده‌دار یا عجیب و غریب، تصور كنید، اما چه بخواهید و چه نخواهید این دانش دیگر جزیی از جامعه مدرن مصرف‌كنندگان شده است.اصولاً زمانی بازاریاب‌ها به فكر ابداع نوروماركتینگ افتادند كه متوجه یك اشكال اساسی روش‌های سنتی ارزیابی سلیقه و بازخورد مردم به محصولات شدند. آن چیزی كه مردم می‌گویند با آن چیزی كه واقعاً در ذهنشان می‌گذرد، تفاوت دارد. بسیاری از اوقات مردم آن چیزی را به زبان می‌آورند كه تصور می‌كنند دیگران انتظار شنیدنش را دارند. در واقع مشكل اساسی این است كه بسیاری از فرآیندهای تصمیم‌گیری در سطح ناخودآگاه ذهن اتفاق می‌افتند، نه در سطح خودآگاه. هدف اصلی نوروماركتینگ هم این است كه این اطلاعات ناپیدا را از مغز مردم استخراج كند. بنابراین در نوروماركتینگ از مردم هیچ سؤالی پرسیده نمی‌شود، بلكه اطلاعات مستقیماً بیرون كشیده می‌شوند.بازاریابی عصبی به ما كمك می‌كند كه رفتار مشتریان را درك كنیم. چرا زن‌ها فیلم‌‌های علمی- تخیلی را دوست ندارند؟ چرا مردها ماشین‌‌های اسپورت را می‌پسندند؟ علم اعصاب با آزمایش روان شناس ایتالیایی آنچلو موسو تجلی یافته است. فرد مورد آزمایش روی یك الاكلنگ طوری دراز كشیده بود كه با سنگین شدن سر یا پا به یك طرف متمایل می‌شد. وقتی كه فرد با یك فعالیت ذهنی یا احساسی مواجه بود در نتیجه توزیع مجدد خون در بدن، تعادل به سمت سر از دست می‌رفت.بیش از یك دهه است كه دانشمندان علم اقتصاد مبتنی بر عصب‌شناسی در پی یافتن حوادثی هستند كه در مغزهای ما در هنگام تصمیم‌گیری‌های اقتصادی رخ می‌دهند. در این راه، fMRI كه نوع مخصوصی از MRI است، به آن‌ها بسیار كمك كرده است، fMRI می‌تواند با نشان دادن شدت جریان خون در مناطق مختلف مغز، فعالیت آن‌ها را به دانشمندان نشان دهد. معلوم شده است كه تصمیم‌گیری‌ها بیش از آنكه عقلانی و بر پایه استدلال باشند، احساسی هستند و حتی تصمیم‌گیری‌های عقلانی هم بدون كمك جنبه‌های احساسی، هیچ‌گاه، مجال عملی شدن پیدا نمی‌كنند. در واقع این احساسات هستند كه باعث علاقه‌مندی‌ما به یك برند خاص می‌شوند. بازاریابی عصبی، عرصه‌ای جدید در تحقیقات بازاریابی می‌باشد كه به مطالعه و بررسی پاسخ مؤثر، آگاهانه و حسی-حركتی مصرف‌كنندگان (مشتریان) به محرك‌های ایجاد شده توسط ابزارهای بازاریابی می‌پردازد. محققان از تكنولوژی‌‌هایی مانند FMRI (تكنولوژی عكسبرداری با تشدید مغناطیسی تابعی) استفاده می‌كنند تا تغییرات فعالیتی بخش‌هایی از مغز مشتریان را مشخص كنند و هم‌چنین ازEEG (تكنولوژی الكتروانسفالوگرافی) و sst(تكنولوژی حالت ثابت) استفاده می‌كنند تا فعالیت در طیف ناحیه‌ای خاص از واكنش مغز را سنجش كنند و از سنسورهای مخصوصی استفاده می‌كنند تا این‌كه درك كنند كه چرا مصرف‌كنندگان (مشتریان) هنگام خرید، تصمیم خاصی را می‌گیرند و این‌كه كدام قسمت از مغز به آن‌ها می‌گوید كه كار خاصی را انجام دهند. 
    جای شكی وجود ندارد كه در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها عامل منطق دخالت دارد، ولی تحقیقات نشان می‌دهد كه ضمیر ناخود‌آگاه و عوامل احساسی نیز در تصمیمات ما نقش مهمی دارند. با توجه به این جنبه مهم در تصمیم‌گیری می‌توانیم تبلیغات بهتری بسازیم و عملیات بازاریابی مؤثرتری را انجام دهیم. از افرادی كه محصول خاصی را از سوپرماركت می‌خرند مصاحبه شده و دلیل آن خرید خاص پرسیده شده و در بسیاری از موارد هیچ دلیل قانع‌كننده‌ای برای این كار وجود ندارد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 26 مرداد 1393 05:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی جمعه 20 دی 1392 11:14 ق.ظ نظرات ()
    5 نکته اصلی که در زمینه تبلیغات و برند باید بدانید، بخاطر بسپارید:

    1- اساس تبلیغات این است که هدف هر تلاش تبلیغی ، خلق یک مزیت برای برند است.

    2- تبلیغات با تغییر خواسته ها و نیاز های مشتریان بطور غیر مستقیم در خرید برند اثر میگذارد.


    3- مصرف کنندگان بصورت انفرادی به تبلیغات واکنش نشان میدهند و تبلیغات باید با افراد باید بصورت انفرادی صحبت کند.


    4- تبلیغاتی که اثر بخشی دارد ، همیشه آثار با اهمیت و پایداری را برجای میگذارد.


    5- تبلیغات و برند سازی بیشتر یک سرمایه گذاری برای فروش آینده است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی دوشنبه 3 مهر 1391 09:56 ب.ظ کامنت ()

    نهایی سازی فروش، بخش پایانی و مهم فروش است، یعنی وقتی مشتری آماده خریدن شده، نباید بگذارید كار به جایی بكشد كه او بگوید بسیار خوب، حالا می روم و فكر می كنم و. . . باید طوری رفتار كنید كه مشتری در همان لحظه به تصمیم برسد. عملكرد شما در آن لحظه، بسیار مهم است. نهایی سازی فروش،تكنیك های بسیاری دارد كه برخی از آنها را در اینجا می خوانیم:


     تكنیك دعوت
    ساده ترین تكنیك برای نهایی سازی فروش، دعوت كردن مشتری به خرید است:» اگر از این خوشت آمده، چرا امتحانش نمی كنی؟« اغلب مشتریان برای خرید، روی لبه تصمیم گیری هستند. در همان حالی كه دارند برای خرید تصمیم می گیرند، تجربه های بدی را كه از خرید قبلی شان دارند، به یاد می آورند. آن وقت می گویند: نه، نیازی ندارم، نمی دانم. . . اما فروشنده خوب، هیچ فروشی را بدون اینكه از مشتری دعوت كند، ترك نمی كند.


    تكنیك جایگزینی
    در صورتی كه مشتری، بیشتر از یك گزینه برای انتخاب دارد و مردد است كه كدام را بردارد، باید از مشتری بپرسید كدامش را دوست داری؟ ما آدم ها همگی خوشمان می آید از اینكه چند گزینه خوب برای انتخاب داشته باشیم. اما اگر فقط یك گزینه برای انتخاب وجود دارد، باید گزینه های جدید ایجاد كنید:»گران است؟ ما تخفیف می دهیم، چقدر نقد دارید؟ قسط  می بندیم.

    تكنیك مراقبت
    مشتری باید این را احساس كند كه اگر هم دارد در انتخابش اشتباه می كند، شما مراقب اوضاع هستید و او را تنها نمی گذارید. این حس، حس بسیار خوشایند و خوبی برای مشتری است. اینكه در نوع فروشتان چطور می توانید از این تكنیك استفاده كنید، به خودتان بستگی دارد. مشتریان، حتی در آخرین لحظات خرید هم تردید دارند. همین است كه اگر شما به آنها اطمینان بدهید كه هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و شما مراقب همه چیز هستید، خیالشان راحت می شود و یك قدم بزرگ به سمت خرید نزدیك می شوند.
    تكنیك ثانویه
    اگر مشتری شما خریدار ماشین است، روی یك بحث ثانویه در خرید ماشین تمركز كنید، نه روی بحث اصلی خرید. مثلاً بگویید رنگش چطور است، این رنگ را دوست دارید؟ رنگ، یك عامل ثانویه است. اصل قضیه، خود ماشین است، اما شما با این سوال، فروش را به سمت نهایی شدن می برید.

    تكنیك زاویه تند
    در این تكنیك، شما باید براساس مخالفت ها پیش بروید. مثلاً مشتری می گوید: این هزینه اش خیلی بالا است، شما در پاسخ می گویید: اگر قسطی كنیم، می توانید همین را بردارید؟
     می گوید: آخر من این را فردا احتیاج دارم، شما می گویید: خوب، اگر بتوانم تا غروب برایتان آماده اش كنم، چطور؟ یعنی تا مشتری مخالفت كرد، شما از همان زاویه، راه را می بندید.
    تكنیك اجازه
    ما آدم ها دوست داریم كه از ما اجازه گرفته شود. پس مشتری را مجبور نكنید. بلكه باید به نحوی با او صحبت كنید كه در شرایط انتخاب قرار بگیرد. مثلاً بگویید: اجازه می دهید این كار انجام بشود؟ او هم تصمیم گیری می كند تا به نتیجه آری یا خیر برسد.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 4 مهر 1391 02:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی یکشنبه 27 فروردین 1391 11:37 ب.ظ کامنت ()

    1-7برنامه ریزی تبلیغات (PROMOTIONAL PLANNING)

    فرایند برنامه ریزی تبلیغات نیازمند این است که شرکت آمیخته تبلیغات مناسب با اهداف و بودجه شناسایی کند.برنامه تبلیغات به تعدیل و هماهنگ کردن تبلیغات با کل برنامه های بازاریابی کمک می کند.عناصر امیخته تبلیغات باید در جهت متغییر های بازاریابی باشد.

    آمیخته تبلیغات(promotion mix) شامل عناصری است که با کل برنامه های ارتباطی شرکت در ارتباط است.این امیخته شامل آگهی ، فروش شخصی ، آوازه جویی ،روابط عمومی و پیشبرد فروش است.

    اهداف تبلیغات(promotion objectives) روی سه هدف اصلی متمرکز میباشد. تبلیغات می تواند به مصرف کنندگان نهایی محصول اطلاعات مناسب در باره محصول جدید بدهد.در مورد محصولاتی که تازه تولید شده اند می تواند خریداران را برای خرید محصول ترغیب کند.در این مرحله هدف این است که برند نفوذ خوبی داشته باشد و رفتار خرید رشد کند.

    تبلیغات ممکن است در به یادآوری خریداران در مورد در دسترس بودن محصول جدید کمک کند.

    کانال های ارتباطی(communication channels) واسطه ای برای فرستادن و گرفتن پیام های تبلیغاتی هستند.

    اجزای یک کانال ارتباطی در شکل زیر نشان داده شده است:

    فرستنده

    کد گذاری

    بازخورد                             

    واسطه

    رمزگشایی

    گیرنده

    پیام

    این فرایند ارتیاطی ممکن است به وسیله پارازیت در نقاطی قطع گردد.پارازیت ممکن است در نتیجه کدگراری یا مزگشایی ضعیف یا پاسخ ضعیف گیرنه پیام باشد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 27 فروردین 1391 11:42 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • هادی محمدی یکشنبه 27 فروردین 1391 11:37 ق.ظ کامنت ()

    1-7برنامه ریزی تبلیغات (PROMOTIONAL PLANNING)

    فرایند برنامه ریزی تبلیغات نیازمند این است که شرکت آمیخته تبلیغات مناسب با اهداف و بودجه شناسایی کند.برنامه تبلیغات به تعدیل و هماهنگ کردن تبلیغات با کل برنامه های بازاریابی کمک می کند.عناصر امیخته تبلیغات باید در جهت متغییر های بازاریابی باشد.

    آمیخته تبلیغات(promotion mix) شامل عناصری است که با کل برنامه های ارتباطی شرکت در ارتباط است.این امیخته شامل آگهی ، فروش شخصی ، آوازه جویی ،روابط عمومی و پیشبرد فروش است.

    اهداف تبلیغات(promotion objectives) روی سه هدف اصلی متمرکز میباشد. تبلیغات می تواند به مصرف کنندگان نهایی محصول اطلاعات مناسب در باره محصول جدید بدهد.در مورد محصولاتی که تازه تولید شده اند می تواند خریداران را برای خرید محصول ترغیب کند.در این مرحله هدف این است که برند نفوذ خوبی داشته باشد و رفتار خرید رشد کند.

    تبلیغات ممکن است در به یادآوری خریداران در مورد در دسترس بودن محصول جدید کمک کند.

    کانال های ارتباطی(communication channels) واسطه ای برای فرستادن و گرفتن پیام های تبلیغاتی هستند.

    اجزای یک کانال ارتباطی در شکل زیر نشان داده شده است:

    فرستنده

    کد گذاری

    بازخورد                             

    واسطه

    رمزگشایی

    گیرنده

    پیام

    این فرایند ارتیاطی ممکن است به وسیله پارازیت در نقاطی قطع گردد.پارازیت ممکن است در نتیجه کدگراری یا مزگشایی ضعیف یا پاسخ ضعیف گیرنه پیام باشد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه