هادی محمدی پنجشنبه 24 فروردین 1391 12:53 ق.ظ کامنت ()
كاتلر معتقد است که سریع ترین روش نابودی یک کالای ضعیف تبلیغ آن است. یعنی اگر یک کالای ضعیف داریم با تبلیغ آن کالا در واقع به سمت کالای خود شلیک کرده ایم و کالا را نابود ساخته ایم. ما باید کالایی را تبلیغ کنیم که کالا دارای کیفیت مناسب، طراحی مناسب ، سیستم توزیع مناسب و .... باشد. در این مقاله پیش فرض ما این است که کالای خوب تولید کرده ایم و برای آن کالای خوب می خواهیم تبلیغ بسازیم. دون پورت (Davenport) در کتاب اقتصاد توجه (Attention Economy)، نوشته است که آدم ها به تبلیغات توجه     نمی کنند مردم به چیزی توجه می کنند که توجه آنها را جلب کند. پس اگر ما می خواهیم مردم تبلیغ ما را ببینند باید توجه آنها را جلب کنیم. در الگوی M5 همانطور که مشخص است باید هدف تبلیغات مشخص شود. در قدم دوم باید بودجه تبلیغات خود را مشخص نماییم. بودجه تبلیغات می تواند رسانه ما را مشخص کند. قدم سوم پیام تبلیغات است و به موازات آن از چه رسانه ای می خواهیم استفاده کنیم. در مرحله آخر باید ارزیابی داشته باشیم. ما میلیون ها تومان هزینه می کنیم، تبلیغی می سازیم و می خواهیم در دیگران تاثیرگذار باشد. دیگران همانطوری برداشت کنند که ما پیام را به آنها ارسال می کنیم. اندازه گیری اثربخشی تبلیغات بسیار حایز اهمیت است. تبلیغات ما در فروش تاثیر داشته است؟ تاثیر بر روی وجهه سازمان داشته است؟ بر روی ارتباط سازمان با مشتریان تاثیر داشته یا نه؟ با حذف این قسمت در واقع یک مجموعه فعالیت بی نتیجه انجام داده ایم. در بازاریابی توصیه می شود که یکی از بهترین روشها برای غلبه کردن بر رقبا، این است که در ابتدا به خودمان حمله کنیم. یعنی هر فعالیتی انجام می دهیم اثربخشی آن را اندازه گیری کنیم. در این مقاله به شیوه های اثربخشی تبلیغات نمی پردازیم بلکه به این می پردازیم که برای این که یک تبلیغات اثربخش باشد به چه اصولی باید توجه کنیم. این عوامل می تواند چک لیستی باشد که پس از ساخت تبلیغ هر یک از این عوامل بررسی شود و ببینیم که آیا تبلیغ ما واجد این ویژگیها هست یا خیر؟